خدا دو وجود پرمهر .. دو دست آرامش بخش .. بهم هدیه داده که تنهایی هامو پاک کنن
سختی های خیلی زیادی بخاطرشون پشت سر گذاشتم .. الان که به اون روزا فکر میکنم حس نابی بهم دست میده از اینکه روزهای نفس بر تمام شد .. من با همه تنهایی ها و دست تنها بودنم و کارمند بودنم تونستم از آب و گل دربیارمشون و بزرگ شدن و قدکشیدنشونو ببینم ........ دانشجوهای پسر که میان پیشم یه لحظه الشن رو تصور میکنم مثل باباش چهارشونه و قدبلند اومده دفترکارم وو لذت میبرم از این تصور خوب ... همش روزی رو تصور میکنم که آیسانا فارغ التحصیل رشته پزشکی شده هرچند انتخاب خودش قطعا سازنده ترین انتخاب خواهد بود .......
فروید میگه یه مقدار از نقایص و کمبودهای نیازی ما با تصورسازی و خواب دیدن ارضا میشه ..........
خدایا هدیه های قشنگتو برام حفظ کن ... مهرو عاطفه بچه هامو ازم نگیر
به همسر میگم خوبه مثل فلانی دوتا پسر ندارم من طاقت عروس داری ندارم .. چجوری میخام دل از محبت الشن بکنم ...
در طول زندگی برخی رویدادها .... حرف ها و صحنه ها انقدر دردناک هستن که زخمی عمیق روی دل آدم میزارن
کلا افتادم تو گودال افسردگی ....... حال دلم به این زودیا خوب شدنی نخواهد بود
دنیا جای دل بستن نیست لذت بردن شاید شکرگزاری برتری باشد..
شنبه شب راهی دیار مادری هستم باز هم تنها و بدون همسرم ...
عجیبه هروقت متن عاشقانه یا احساسی بخوانم یا تعریف های یک خانم از همسرش .......
یاد همسر خودم میوفتم و عجیب دلتنگش می شم
"من هر وقت به تو نگاه می کنم توی چشمات و حرکاتت یک آدم بکر را می بینم که مثل یک طبیعت بکر و دست نخورده زیبا و دوست داشتنی است"
خدایا شکر بخاطر اینهمه ثروتی که به من ارزانی داشتی
به آدرس وبلاگم که نگاه میکنم احساس شرم میکنم
الشن رو ناخواسته باردار شدم و تا روز تولدش نمی خواستیمش و آرزوی مرده بدنیا اومدنش رو داشتیم !
الان هر شب که کنارم میخوابه با عشق بغلش میکنم و میگم خدایا شکرت که الشن رو به من دادی ... پاداش کدام عملم بود گلی از گل های بهشت ........ مهربانی بی نظیر .. مهربانیش قابل وصف نیست... پسرم بوی بهشت میدهد... ثروتی بی همتا برای من .. واقعا از نعمت های دنیا دیگه هیچ نمیخام غیر عاقبت بخیر شدن بچه هام
خدایا خودت نگهدارش باش